بغــــــــض...

 
 
 
 
بــــرآی قـــوی بودنمـ تـلآش می کنمـ
هـرکــــــس از تــــو می پرســــد
بغضمـ را قـــورت می دهمـُ می گـــویمـ:
بـــیخــــیآل!
 
+ من یک دخترم
وقتی خسته ام وقتی کلافه ام...
وقتی دلتنگم
بشقاب ها را نمی شکنم
شیشه ها را نمی شکنم
غرورت را نمی شکنم
دلت را نمی شکنم
در این خستگی ها
زورم به تنها چیزی که می رسد
این بغض لعنتی ست
/ 152 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
M@RIE

وبلاگت خيلي نازه به منم سر بزنو بگو كه با تبادل لينك وافقي يا نه؟؟؟؟؟ منتظرتماااااااااااااا

piclove

خوب من دلم برا تو بیشتر از همه تنگ میشه خوب پسمل خوشگیل میخوای؟ راستی بچه کجایی تو؟

piclove

سلام خوبی چه خبر؟ منم باهات مواقم اصلا از ارسلان قاسمی خوشم نمیادددد

saman

[گل]من اگر عاشقانه می نویسم ، نه عاشقـم !، نه شکست خورده ... فقط می نویسم تا عشق یاد قلبم بمانـد ...!! در ایـن ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها ، فقـط تمـرین آدم بـودن میکنم ..![گل]

saman

یه روزی میرسه که جای خالیم رو با هیچ چیز نمیتونی پر کنی ……. . من ” خاص “نبودم ،. . فقط … . . . عشقم بی ریا بود… . و عشق بی ریا کیمیاست …![گل]

♠○مهــــــر○♠

دلم کوچ می خواهد .... دلم رفتن از این کنجه پر از اندوه می خواهد .... دلم چون پرستو .... پرواز می خواهد .... تا هر چه رفتنها .... تا آخرین پریدنها .... تا آشیان یار می خواهد .... دلم در این گوشه محتاج آزادی است .... دلم در این بغض در گلو خفته .... فریاد می خواهد..

♠○مهـــــــر○♠

مثل یک کویر نشین اسبی داشته باشم ‍! و عاشق یک ستاره باشم شب که شد تو در آسمان میدرخشی من مثل دیوانه ها می‌تازم، می‌تازم، می‌تازم، تا جایی‌ که تکلیفِ شب را با ستاره‌اش روشن کنم . ... بگذار فرزندانِ ما بگویند کویر نشین غریب عاشق می‌‌شود عجیب می‌میرد می‌ بینی‌ ؟ حتی نرسیدن به تو هم ، داستانِ پر از رویایِ خودش را دارد ! یادت باشد عاشق را نه شب تهدید می‌‌کند ، نه مرگ فقط فاصله ...

farnoosh

دوباره سیب بچین حوا، من خسته ام... بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند!!