خداحافظ !!!!

 
 
مـانــدن ، کنـار تــــو

اوج ِ آرزوی مـن بـــــود ...

آرزویـی که مـحــال شد !
 
 

+ از این به بعد قول میدهم.....
 
آرزوهایم را بدون "تــــــو" تجربه کنم...
 
زندگی زیبا تر از آنست که با یاد تو خراب شود!
/ 545 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسر تنها

دقت کردین جدیدن داره یه بوهایی میاد ؟! پاک رفته تو اعصابم ،موندم چیه این … ” بوی ماه مهر ، ماه مدرسه “ ” بوی شادی های راه مدرسه “ اِاِاِ ایـــن بود ؟!!

پسر تنها

من و یک پاییز و یک مهر در جاده ای پر پیچ و خم از برگ های نم پاییزی ، کمی مه و کمی بوی آتش چه لذتی داشت اگر تو هم کنارم بودی …

پسر تنها

خودکاری نیمه تمام اتاقی در هم و برهم و شعرهایی وصله دار با این بضاعت کم هنوز هم تو را صدا می زنم

پسر تنها

سرگردانند در اندیشه های باد برگ های زرد پاییزی

پسر تنها

یك نفر آمد تا عضلات بهشت دست مرا امتداد داد. یك نفر آمد كه نور صبح مذاهب در وسط دگمه های پیرهنش بود. از علف خشك آیه های قدیمی پنجره می بافت. مثل پریروزهای فكر، جوان بود. حنجره اش از صفاف آبی شط ها پر شده بود. یك نفر آمد كتاب های مرا برد. روی سرم سقفی از تناسب گل ها گشید....

پسر تنها

نسیم عشق ز کوی هوس نمی‌آید چرا که بوی گل از خار و خس نمی‌آید ز نارسایی فریاد آتشین فریاد که سوخت سینه و فریادرس نمی‌آید به رهگذار طلب آبروی خویش مریز که همچو اشک روان باز پس نمی‌آید ز آشنایی مردم رمیده‌ایم رهی که بوی مردمی از هیچ کس نمی‌آید

پسر تنها

از اوج قله تا زمانی که ادامه دارد لذت ببرو وقتی نوبت دره فرا رسید ، از دره لذت ببر.دره چه اشکالی دارد؟پایین بودن چه اشکالی دارد؟ آن به معنی استراحت است.قله یعنی هیجان، و هیچ کس نمی تواند مدام در هیجان باشد

پسر تنها

به چــــه تشبیه کنم نــام تو را به بــــهار یا به آبی زلال دریــــا ســـــاده تر می گویم تــو تمامیـــت احساس منی

پسر تنها

ای عاشقان ، ای عاشقان ، من از کجا ، عشق از کجا ای بیدلان ، ای بیدلان ، من از کجا ، عشق از کجا گشتم خریدار غمت ، حیران به بازار غمت جان داده در کار غمت ، من از کجا ، عشق از کجا ای مطربان ، ای مطربان ، بر دف زنید احوال من من بیدلم ، من بیدلم ، من از کجا ، عشق از کجا عشق آمده است از آسمان ، تا خود بسوزد بی گمان عشق است بلای ناگهان ، من از کجا ، عشق از کجا اشعار عاشقانه,اشعار عاشقانه مولانا

پسر تنها

عشقا تو در آتشی نهادی ما را درهای بلا همه گشادی ما را صبرا به تو در گریختم تا چه کنی تو نیز به دست هجر دادی ما را